محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6742
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بكردند و حسين به تعقيبشان رفت كه سوى او بازگشتند و پيوسته هجوم مىآوردند و در اثناى آن گروه از پى گروه از پاى مىافتادند تا خدا عز و جل نابودشان كرد و بجز كمتر از دويست سوار از آنها جان نبردند . « دسته اى كه بر پهلوى چپشان بود به قاسم بن سيما و يمن خادم و همراهانشان و مردم بنى شيبان و بنى تميم حمله آوردند كه با نيزه ها با آنها روبرو شدند و نيزه ها را در آنها بشكستند و دست و گريبان شدند و گروهى بسيار از بدكاران كشته شد . « به وقت حملهء قرمطان خليفة بن مبارك به آنها حمله برد با لؤلؤ ، كه من او را با سيصد سوار پهلوى خليفه كرده بودم ، و همه ياران خليفه . در آن وقت قرمطيان با بنى شيبان و بنى تميم به نبرد بودند . از كافران كشتارى بزرگ شد و آنها را تعقيب كردند . بنى شيبان از آنها سيصد اسب گرفتند و يكصد طوق . ياران خليفه نيز همانند آن گرفتند . « نعمان و كسانى كه در قلب با وى بودند سوى ما آمدند . من نيز كه ما بين قلب و پهلوى راست بودم با همراهان خويش حمله بردم . ( 111 خاقان و نصر قشورى و محمد بن - كمشجور و كسانى كه با آنها در پهلوى راست بودند نيز حمله بردند با وصيف موشكير . و محمد بن اسحاق كنداجيقى و دو پسر كيغلغ و مبارك قمى و ربيعة بن محمد و مهاجر بن - طليق و مظفر بن حاج و عبد الله بن حمدان و حى كبير و وصيف بكتمرى و بشر بكتمرى و محمد بن قراطغان . همه كسانى كه به قلب حريف حمله بردند و آنها كه از حمله به مهاجمان حسين بن مهران بازمانده بودند در پهلوى راست بودند كه سواران و پيادگانشان تا مسافت پنج ميل با كافران پيكار مىكردند و از آنها مىكشتند . وقتى نيم ميل از نبردگاه گذشتيم . بيم كردم كه از جانب كافران بر پيادگان و سياهى لشكر حيله اى باشد . پس بماندم تا به من پيوستند كه آنها را فراهم آوردم و مردم را به دور خويش فراهم آوردم . نيم نيزهء مبارك ، نيم نيزه امير مؤمنان ، آنجا بود كه از نخستين مرحله آورده شده بود . مردمان حمله بردند . عيسى نوشرى به ترتيبى كه براى وى معين كرده بودم با سواران و پيادگان خويش سياهى لشگر را از صفهاى عقب مضبوط مىداشت و از جاى خويش نرفت تا وقتى -